تبليغاتX
بدخط

بدخط

و چه پر شكوه ست اين تناقض بين زشتي و زيبائي

مقدمه داستانکی در زیر می آید چهار سال پیش در وبلاگ فرهنگکده ارائه گردیده است و با توجه به شرایط این روزها دوباره آنرا در این وبلاگ ارائه می نمایم.

 

 

تقديم به س . خ

بخت تغيير

 

بوي تغيير مي آمد ،دلش مي خواست بپرد ولي نمي توانست گوئي نيروي او را از انجام اين كار باز مي داشت ،آنقدر نپريده بود كه اين كار برايش هراس انگيز مي نمود.صدائي در درونش مي گفت اگر بپرد نيست خواهد شد ،پشت همين بوته ها بمان و هوشيار باش ولي چگونه ؟ پرواز در طبيعتش بود ولي اين نداي دروني نفرين شده رهايش نميكرد .

ولي امروز ديگرتصميم خودش را گرفته بود مي خواست پرواز كند آن نداي نفرين شده باز هم به سراغش آمده بود .عقاب در آسمان است و در بيشه ،گربه جنگلي ،از جايت تكان نخور .

نه پرواز كن و نه حركتي كن تا زنده بماني .

 بخت كمي داشت اگر پرواز مي كرد ،عقاب رهايش نمي كرد .

 با تحكم به خود گفت:

" مي پرم اگر عقاب مرا گرفت حداقل در اوج، در پرواز مرده ام و اگر زنده ماندم و از چنگال آن گريختم ،ازپوسيدن پشت آن بوته ها رها شده ام ."

 اين را گفت و پريد ...

گربه جنگلي دو سايه سياه را بر روي چمنزارهاي بيشه مي ديد سايه يك عقاب در آسمان كه بال هايش را گشوده بود و يك كبوتر كه با تمام كوچكي سايه اش بسيار شكوهمند تر ازسايه عقاب بود...

 

هادی صادقی آبان ماه سال هزارو سیصدو هشتادو چهار خورشیدی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 23:18  توسط هادي صادقي  | 

قاب عکس سبز خریداریم

علاقه به عکس، نه عکاسی فقط عکس ،عکاسی زحمت کشیده و تصویری ناب را از زمان در یک لحظه ثبت کرده است، و چه لذتی دارد تماشای این ثبت لحظه ،حس می کنی در آن لحظه هستی و تداوم در بقیه لحظات داری ،در زمان امتداد پیدا می کنی به درون عکس می روی ، این مقدمه را گفتم که آن را به این روزها وصل نمائم این روزها  حضور عکاسان حرفه ای و در کنارشان مردمی که از حضور همدیگر عکس می گرفتند و سبزی حضور  ما را  به رخ همه کشیدند کمک بسیاری در ادامه روند حرکت سبز در کشور و حمایت سایر هم وطنان داشته است این عکاسان با عکاسی های خود از جشن های سبز ها در قبل از انتخابات و هم چنین موج اعتراض سبزی که بعد از انتخابات پیش آمد ، سهم به سزائی در رسا تر نمودن صدای سبز ها داشتند ،این روزها شنیده ام که عمال زر و زور سیاهی به آنها هم متعرض شده اند و تعدادی از عکاسانی خبری را هم دستگیر نموده اند و تعدادی از آنها را تحت فشار قرار داده اند به امید روزهای بهتر که در کنار آنها شادی زیستن در ایرانی بهتر را جشن بگیریم و آنها با ثبت لحظه باز هم آن لحظه آنرا در تمام دوران ها برای بیننده عکس جاری نمایند.

مجله لایف عکس هائی از جنبش سبز در سایت خود قرار داده که توسط عکاسان مختلف گرفته شده است . در عکس ها خشونت کثیف رو سیاهان روزگار را می شود دید و در بین این عکس ها ،اکثریت عکس ها ثبت مقاومت پایداری مردان و زنان  سبز است . زیباترین، مقاوم ترین انسان های روی زمین را در عکس ها می بینی .امید  به شکل باور نکردنی در چشمانشان است و فریاد پایداری سر می دهند .

از تمامی هنرمندانی که با ثبت این لحظه های سبز پایداری ، امید را مهمان چشمانمان می نمایند سپاسگذارم.

لینک اول عکس ها

لینک دوم عکس ها

چهل‌هزار ایرانی باغیرت، چهلم شهدای سبز را به سوگ نشستند

حتی در آن دنیا هم سبز ها طرفدار دارند

هادی صادقی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 23:46  توسط هادي صادقي  | 

به لحظه لحظه این روزهای سرخ قسم
که بوی سبزترین فصل سال می‌آید
قیصر امین‌پور

 

افشای هویت یکی دیگر از شهدای جنبش سبز: شهید امیرحسین طوفان‌پور

هویت یک شهید دیگر جنبش سبز به نام «امیرحسین طوفانی پور» که روز 25 خرداد در میدان آزادی تهران به ضرب گلوله به شهادت رسیده بود، فاش شد.

 

بر اساس گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» امیرحسین طوفان پور، متولد 1356 و دارای یک دختر هفت ساله، روز دوشنبه 25 خرداد همراه با برادر دیگرش به حوالی میدان آزادی رفته بودند. حدود ساعت بیست و سی دقیقه شب به بعد با دیدن درگیری و شلوغی در بخشی از خیابان، از برادرش که سوار بر موتور بوده جدا می شود تا به تجمع نزدیک شود و خبری به دست بیاورد، ولی دیگر برنمی‌گردد.


بر اساس این گزارش، برادر او که نزدیک صحنه بوده، با دیدن تیراندازی با موتور دور می‌شود و در جای دیگری منتظر می‌ماند، ولی از امیرحسین خبری نمی‌شود. او به خانه می‌آید و به همراهش زنگ می‌زند؛ جوابی نمی‌شنود تا اواخر شب که فرد ناشناسی به منزل مادرش زنگ می‌زند و به این مادر منتظر می‌گوید که دست امیرحسین تیر خورده و او را به بیمارستان حضرت رسول برده‌اند.


گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» همچنین حاکی است مادر و دیگر نزدیکان این شهید، در آن شب و روزهای بعد تمام بیمارستان‌ها را به دنبال او می‌گردند و خبری به دست نمی‌آورند؛ تا آنکه در روز جمعه 29 خرداد با ناامیدی به پزشک قانونی در کهریزک مراجعه می‌کنند و عکس او را در کامپیوتر کشته ها می‌بینند و با دیدن جنازه، تلاششان بی ثمر پایان می‌گیرد. در ابتدا در دادگاه انقلاب برای دادن جنازه صحبت‌هایی درباره‌ی گرفتن حق تیر به میزان 5 تا 10 میلیون تومان مطرح می‌کنند که وقتی تلاش‌های مادر این شهید ثابت می‌کند که او فردی کاملا عادی و غیر سیاسی بوده، دادن تاوان منتفی می‌شود. البته در نهایت هم جنازه با این تعهد که هیچ گونه مراسمی در منزل یا مسجد برگزار نشود، تحویل خانواده داده می‌شود.


بر اساس این گزارش، جراحات مشهود در جنازه شامل: تیرخوردگی ساق دست، پهلو و کمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پر کرده بودند، و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بوده است. روی صورت هم بینی به نظر شکسته می‌رسید. اما هیچ کس از چگونگی دقیق کشته شدن او چیزی نمی‌داند و همه‌چیز بر اساس حدسیاتی است که از روی جنازه گرفته شده است. ولی قدر مسلم او بعد از تیر خوردن، زنده بوده و صحبت می‌کرده و گوشی همراهش را به فردی داده تا با مادرش تماس بگیرد و خبر تیر خوردنش را به او بدهد.

این شهید جنبش سبز روز یکشنبه 31 خرداد ماه در قطعه‌ی 233 بهشت زهرا، ردیف 152، شماره 34 به خاک سپرده شد و مادر امیرحسین هر روز صبح قبل از باز شدن در بهشت زهرا، و گاهی صبح و عصر، بر سر خاک پسرش حاضر می‌شود و به امید وعده‌ی برخی مقامات قضایی است که قول داده‌اند قاتل او را شناسایی و به جرائمش رسیدگی کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 22:19  توسط هادي صادقي  | 

خدایا دارم به تو بی اعتقاد می شوم اگر سرت شلوغ است این لینک ها را مطا لعه کن ، من دارم تو خودم میمیرم از این همه سیاهی و خبر بد که هر روز از خواهران و برادرانم در یافت می کنم خدایا نمی گویم برای تجمعات روز پنج شنبه مراقب ما باش ولی مراقب خواهران و برادرانم باش که در زندان های این دژخیم هستند کمکشان کن ، دستمان به جائی بند نیست .

 

ترانه موسوی

جان سعید حجاریان در خطر است؛

گزارشي از جنايت در زندان مخوف كهريزك


 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 22:14  توسط هادي صادقي  | 

موج سبز آزادی